
دوش ما راحت از اين بار گران خواهد شد
به بلنداي قدت بر سر تو سلامي دادم
زين بلندي ادب مسلم عيان خواهد شد
از خدا خواستهام ذبح مناي تو شدم
زدهام فالي و امروز همان خواهد شد
قسمتم نيست كه نوشتم قدحي آب روان
عيد قربان من اكنون رمضان خواهد شد
به دو ابروي تو سوگند كه در مكه بمان
ورنه هر قبلهنما رقص كنان خواهد شد
بر سر دار الاماره جگرم ميسوزد
كه جگر گوشة زهرا به سنان خواهد شد
سنگ بر روي هلال تو نمايد حلال
سر تو بر سر دروازه نشان خواهد شد
چون سر ني سر گيسوي تو بي تاب شود
«نفس باد صبا مشك فشان خواهد شد»
زينب خسته هراسان سكينه بشود
«چشم نرگس به شقايق نگران خواهد شد»
روزي آيد كه كشي تير برون از دل خويش
قامت زينب ازاين غصه كمان خواهد شد
اگرچه قسمت ما جز بلا نيست
يتيميم و به ما سيلي روا نيست
چرا تو قصد جان ما نمودي
مگر در كوفه رسمي جز جفا نيست
مدينه مادري چشم انتظارست
كه بر درد نهان او دوا نيست
براي ديدن ما بيقرار است
اگر چه رزِ او ديدار ما نيست
سر ما از بدن افتد جدا به
كه راه ما از آن دلبر جدا نيست
همان دلبر كه زير سم و مركب
نشاني از تنش بر خاكها نيست
شبيه يار زينب جان سپاريم
كه گفته مقتل ما كربلا نيست
دو يوسف را چرا ارزان فروشي
خدا داند سر ما بي بها نيست
خدا از تو تقاص ما بگيرد
كه عادل تر ز حق در دو سرا نيست
بدان ما مستجاب الدعوة هستيم
شبيه ما در اين ارض و سما نيست

(حاج منصور ارضي)
قسمت اول
قسمت دوم
قسمت سوم
قسمت چهارم
قسمت پنجم
قسمت ششم
قسمت هفتم
قسمت هشتم
(حاج محمود کريمي)
+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت 19:9 توسط منتظر حضور |
| ||||||